زهرازهرا، تا این لحظه 3 سال و 8 ماه و 30 روز سن دارد
یسنایسنا، تا این لحظه 9 ماه و 13 روز سن دارد

زهرا و یسنا

اردیبهشت

    بساطِ دلبرانه ی اردیبهشت پهن شد … تازه به سرآغازِ عشق رسیده ایم … التهابِ عجیبی میانِ دلم برپاست … یک احساسِ متفاوت … یک بیقراریِ ناب … ! انگار قرار است اتفاقاتِ خوبی بیُفتَد … بادهایِ بهار ، پشتِ شیشه می رقصند ، گل های باغچه ، بذرِ امید به دلم پاشیده اند ، انگار زمین و زمان ، مژده ی روزهایِ بهتری برایم آورده … اردیبهشت است … بویِ بهشت را می شود از هر ثانیه اش استشمام کرد ... اردیبهشت ؛ عجب ماهِ خوبیست ! آدم هوَس میکند عاشق باشد … !                     &...
11 ارديبهشت 1398

فروردین 98

    در من باغبانی است که شکفته شدن گل نگاه تو را هر صبحدم به تماشا می نشیند... #زهراجون#نفسم#عمرم#فرشته_مامان#فروردین۹۸     جهان حاشیه جذابیست در حوالی تو ... #یسناجون_عشقم_عمرم فروردین۹۸                         ...
23 فروردين 1398

باغ گل ها

    زمین در دفتر خاطراتش نام روزهایی که حالش خوب بود را "بهار" گذاشت و زیرش با قلمی سبز نوشت "آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار"               بهار دل من تویی ... وقتی تو را دارم گویی زمین دلم پر می شود از زیبایی ها ... وسیع می شود... خوب می شود... آسمانم فقط رنگ تو را می گیرد... سبز می شوم و می شکافم تیرگی را... می خواهمت که بیایی... همه جا و همه وقت ها را بهار کنی... بیارایی... ببارانی... برویانی... برهانی... و بهاری کنی... حالمان را خوش کنی... خوب کنی... بمونی همیشه برام دخترکم! #زهراجون#بهار۹۸#باغ_گلها ...
9 فروردين 1398

بهار 98

      بهار همین جاست حوالی عطر گیسویت روی این گونه های گل کرده و دور و بر همین دست های لطیف می دانی ! بهار همین کنار هم بودن هاست #زهراجون_بهار۹۸ ازسمت راست: پرینازجون(دخترعمه افسانه) و نجمه جون(دخترعمه اکرم) ️ ️ ️     می تواند پینه های دست باشد یا بوسه ای روی گونه دختر اشک های نادیده باشد یا دست نوازشی بر سر می تواند حتی یک پلاک خاک خورده باشد چه ترکیب عاشقانه ایست این "پدر" #زهراجون_بهار۹۸_پدردختری                         ...
7 فروردين 1398